توی تمام لحظه های قشنگی که با تو بودم.با چشمام
از تمام زیباییهات کپی برداری کردم وفکس کردم به دفتر کوچیک دلم" میدونم که
به همین زودی ها تو برام تموم میشی! ولی این رازو تو تنها بدون؟ که من با کپیهای
برابر اصلی که به همون زیبایی درو دیوار دلمو تزیین میکنم شاید یک روز دلتنگ شدی و
خواستی برگردی ویادی از ما کنی مخوام اون روز برای تو غریبه نباشم؟
درو دیوار دلمو با پله های خنده هام ارزوهام"خاطره
هام"عشقم وعاشقی یام"با همه هم همه های تنهایی هام! نردبانی ساختم برای
تو که تو با اون بازی کنی بالا بری پایین بیا دلتو راضی کنی. تو یهو رفتی با لا
روی سقف دلم وبا خند ه هات سوراخ کردی یادت رفت من کی بودم نردبان و خراب کردی!؟
حا لا من تنها شدم یک ودو سه می کنم برات تا تو بیفتی از اون بالا !؟
تو به من قول دادی دفتر خا طرات دلم و که با عشق
تو ورق زدم.ارزوهامو توی ورقهاش نوشتم و"از بهر کنی.چی شده؟که نگاهش نمیکنی؟
نکنه برات تموم شدم.توی فراموشیت حرام شدم؟
باید به گناهی اعتراف کنم؟هر بار که می بینمت
دزدکی ویواشکی عطرو بوی بدنتو میکشم توی شوشهامو توی دلم. دارم برای کندویی که توی
دلم از لحظه های با تو بودنم ساختم شیره عشق تو رو می سازم. ببین یه وقت با عسل
اشتباه نگیری!شیرین که هست مثل عسل! رنگشم ابی و زردو شرابی.طعمشم طعم دوست داشتن
تو رو میده.همشم مال منه!؟